تبلیغات
دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه ازاد جهرم - مشاوره وتربیت
 
دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه ازاد جهرم
چهارشنبه 1 مهر 1394 :: نویسنده : دفترفرهنگ دانشگاه ازاد جهرم

من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست. در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه ای می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است.به او گفت چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی؟جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا می دهد پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم؟ آن مرد عارف که از عرفای بزرگ ایران بود گفت: از خودم شرم کردم که غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 03:01 ق.ظ
I must thank you for the efforts you have put in writing this blog.

I really hope to see the same high-grade content from you
in the future as well. In truth, your creative writing abilities has motivated me to
get my own site now ;)
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:38 ب.ظ
Thanks for every other magnificent post. Where
else may just anyone get that kind of info in such an ideal approach of writing?
I have a presentation subsequent week, and I am at the look for such info.
سه شنبه 24 مرداد 1396 10:01 ق.ظ
Wonderful blog! Do you have any recommendations for aspiring writers?
I'm hoping to start my own site soon but I'm a little lost on everything.
Would you advise starting with a free platform like Wordpress or go for
a paid option? There are so many choices out there that I'm completely confused
.. Any recommendations? Bless you!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :